بعد مدتها اومدم که یکی از شعرهایم را براتون تو وبم بزنم ...شاید ژر از اشکال باشه ولی شما به بزرگواری خودتون ببخشید :
می خواستم که قصه حسن تو را سر کنم
با این بهانه شام فراقت را سحر کنم
با جان و دل زجان و جهان بگذرم اگر
راضی شوی به چهره تو یک نظر کنم
من بلبلم زهجر گلم ناله می کنم
ناله خود را تا باغ راز باخبر کنم
مولا به جان فاطمه مادرت از من مپوش روی
اذنم بده به کوی وصالت سفر کنم
میلاد حضرت معصومه (س) را خدمت تمامی دوستان تبریک می گم ....
شاد باشید
در پناه خدای عاشقان
یا حق
![]()
![]()
![]()
+
äæÔÊå ÔÏå ÏÑ پنجشنبه نهم آبان 1387;ÓÇÚÊ 7:57;
ÊæÓØ عاشقی از دیار عاشقان; |


