|
سلام به همگی ...خوبین؟ اول از همه عید سعید فطر رو که چند روز پیش بود به همه تبریک می گم . دوم : عذر بنده رو پذیرا باشید که این مدت خییل کم آژ می کنم . و اما مهم تر از همه .... سوم : اومدم تا براتون بنویسم.....از ناکجا آباد با من همراه شوید ...
دعوت نامه خداوند برای مهمانی در این ماه بالاترین مدال افتخار برای یک انسان مسلمان است و اگر کسی نتواند به این دعوت آسمانی پاسخ دهد، بیچاره ترین انسانها خواهد بود. حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: « فَانَّ الشَّقی مَن حُرِمَ غُفرانَ اللهِ فی هذا الشَّهرِ العَظیمِ؛ شقی کسی است که در این ماه بزرگ از مغفرت خداوندی محروم بماند.» (بحارالانوار، ج 93، ص 356، ح 25) رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «لَو یَعلَمُ العِبادُ ما فی رَمَضانَ لَتَمَنَّتْ أن یَکُونَ رَمَضانُ سَنَةً؛ اگر بندگان خدا می دانستند که در ماه رمضان (چه گنج پُربهایی است)، هر آیینه آرزو می کردند که ماه رمضان یک سال باشد.» (فضائل الاشهر الثلاثة، ص 140) « ادعیه روزانه ماه مبارک رمضان »
یابن الحسن! آقاجان! از دوری تو غمین و نالان هستیم وز کردۀ خود کمی پشیمان هستیم اصلیت ما را تو اگر می پرسی از کوفه ولی مقیم ایران هستیم! منبع:http://www.hese-gharib.blogfa.com
ماه رجب كه رفت و ماه شعبان هم دارد تمام مي شود ما مانده ايم و ظرف هاي آلوده كه خدا نكند بر سر سفره ي رمضان اين چنين حاضر شوند. در اين روزهاي باقي مانده از ماه شعبان چه بايد كرد؟ امام رئوفمان حضرت علي بن موسي الرضا عليه السلام به ما آموخته اند: « اکثر ماه شعبان رفت و این جمعه آخر آن است پس تدارک و تلافی کن در آنچه در اینماه مانده است تقصیرهایی را که در ایام گذشته این ماه کرده ای. و برتوباد که روآوری بر آنچه نافعست برای تو ودعا واستغفار بسیار کن و تلاوت قرآن مجید بسیار بکن وتوبه کن به سوی خدا ازگناهان خود تا چون ماه مبارک درآید خالص گردانیده باشی خود را ازبرای خدا ومگذار برگردن خود امانت و حقی را مگر آنکه ادا کنی و مگذار در دل خود کینه کسی را مگر آنکه بیرون کنی و مگذار گناهی را که می کرده ای مگر آنکه ترک کنی و ازخدا بترس و توکل کن برخدا درپنهان و آشکار امور خود وهرکه برخدا توکل کند خدا بس است اورا و بسیار بخوان در بقیه این ماه این دعا را: « اللهم ان لم تکن غفرت لنا فیما مضی من شعبان فاغفرلنا فیما بقی منه » بارخدایا اگر نیامرزیدی مارا درگذشته از ماه شعبان بیامرزمان دربقیه آن » (مفاتیح الجنان/اعمال ماه شعبان) خدايا اكثر ماه شعبان رفت و ما هنوز آماده ي ضيافت خاص تو نشده ايم خدایا! خدایا! ما بدیم و بدی ما مانع ظهور است یا ارحم الراحمین! در این ایام رحمتت از همیشه مشهودتر است و ما سراسر نیاز به بخشایشت، ما را نه برای خودمان برای او برای تمام شدن غریبی اش برای رسیدن ظهورش ببخش اللهم ان لم تکن غفرت لنا فیما مضی من شعبان فاغفرلنا فیما بقی منه
اینم عکس های مسجد جمکران امسال ...امشب شب میلاده و من قسمت نشد جمکران باشم ولی دوستان محبت کردن و از اونجا این چند شب برای بنده عکس فرستادن ... امسال من به عنوان مجری برنامه های میلاد نور در استان ایلام به کار گیری شدم و فکر کنم ثواب این امر و این کار که بنده محول شده کمتر از رفتن به جمکران نباشه .... میلاد بر همتون مبارک
و المستشهدین بین یدیه . . . . .
. در کودکی خوانده بودیم" آن مرد درباران آمد"؛ غافل ازاینکه تاآن مردنیاید، باران نمی بارد . . . . . . مهدی جان روا بود که گریبان ز حجر تو پاره کنم دلم هوای تو کرده بگو چه چاره کنم . . . . . . بی تو ای صاحب زمان / بی قرارم هر زمان از غم هجر تو من دلخسته ام / همچو مرغی بال و پر بشکسته ام . . . . . . آمد گه شادمانی ای مردم / آن وعده ی آسمانی ای مردم ای زنده دلان ظهور نزدیک است / هنگام ظهور نور نزدیک است آن ماه به چاه رفته باز آید / قائم به اقامه ی نماز آید . . . . . . میلاد دوازدهمین گل بوستان امامت و ولایت ، امام عصر و الزمان مبارک . . . . . . اندر آیینه ی دل، عکس شهی می طلبم / به حریم حرم دوست، رهی می طلبم روز و شب ناله زنان، ندبه کنان، اشک فشان / از خدا دیدن رخسار مهی می طلبم . . . مُردم به خدا از غم هجران و جدایی/ ای دلبر دور از نظرم پس تو کجایی بر حال دل زار، تو خود خوب گواهی/ جز عشق تو ما را نبود هیچ گناهی . . . . . . به امید روزی که همه ی پیامک های جهان این باشد: " مهدی فاطمه آمد . " . . . ای چاره ی درخواستگان ادرکنی / ای مونس و یار بی کسان ادرکنی من بی کسم و خسته و مهجور و ضعیف / یا حضرت صاحب الزمان ادرکنی . . . . . . پیامبر اکرم(ص) : در دولت او مردم آنچنان در رفاه و آسایشی به سر می برند که هرگز نظیر آن دیده نشده است تعجیل در فرجش صلوات . . . تا کی در انتظار تو شب را سحر کنم /شب تا سحر به یاد رخت ناله سر کنم ای غایب از نظر، نظری کن به حال من / تا چند سیل اشک روان از بصر کنم . . . . . . در غم هجر رخ تو در سوز و گدازیم / تا به کی زین غم جانکاه، بسوزیم و بسازیم آید آن روز که در باز کنی، پرده گشایی / تا به خاک قدمت، جان و سر خویش ببازیم . . . عمریست که از حضور او جا ماندیم / در غربت سرد خویش تنها ماندیم او منتظر است تا که ما برگردیم / ماییم که در غیبت کبری ماندیم . . . . . . امام کاظم (ع) : جسم او از دیدگان غایب ولی یاد او در دل های مؤمنین زنده خواهد بود. . . . این دیده نیست قابل دیدار روی تو/ چشمی دگر بده که تماشا کنم تو را تو در میان جمعی و من در تفکّرم/ کاندر کجا روم و پیدا کنم تو را . . . . . . اگر که آمدی من رفته بودم اسیر سال و ماه و هفته بودم دعایم کن دوباره جان بگیرم بیایم در رکاب تو بمیرم . . . سئوالی ساده دارم از حضورت من آیا زنده ام وقت ظهورت؟ اگر که آمدی من رفته بودم اسیر سال و ماه و هفته بودم دعایم کن دوباره جان بگیرم بیایم در رکاب تو بمیرم . . . . . . هنوزم انتظارو انتظار است / هنوزم دل به سینه بی قرار است هنوزم خواب میبینم به شبها / همان مردی که بر اسبی سوار است همان مردی که جمعه آید روزی / و این پایان خوب انتظار است . . . . . . کاش می شد در میان لحظه ها لحظه ی دیدار را نزدیک کرد کاش می شد واژه ها را شست و انتظار را تفسیر کرد . . . . . . بر چهره پر ز نور مهدی صلوات / بر جان و دل صبور مهدی صلوات تا امر فرج شود مهیا بفرست / بهر فرج و ظهور مهدی صلوات . . . . . . سر راهت در انتظارم / برده هجرت صبر و قرارم جز ظهورت ای گل زهرا / به خدا حاجتی ندارم . . . اگه بطلبه ان شا ا... نیمه شعبان می رم قم -جمکران.... بعدش براتون کلی ماجرا دارم در پناه خدای عاشقان یا حق
ميلاد حضرت علي اكبر و روز جوان بر تمامي جوانان مبارك باد....
با سلام اعیاد شعبانیه بر همه مبارک ....
فقط می تونم چند تا عکس بذارم : نوشتهاند هنگامی که کاروان اسیران کربلا را در شام، به کاخ یزید بردند، در میان وسایل غارت شدهی شهیدان، پرچمی بود که از ضربات دشمن بسیار آسیب دیده بود. یزید با حیرت به آن نگاه کرد و پرسید: «این پرچم در دست چه کسی بوده است؟» گفتند: «عباس بن علی.» آنگاه سرگردان بین حیرت و احترام، سه بار برخاست و نشست و به حاضران گفت: «به این پرچم خوب نگاه کنید. ببینید که بر اثر ضربات شما هیچ جای سالمی ندارد، ولی انتهای آن که در دست علمدار بوده، سالم سالم است.» این سخن کنایه از این بود که پرچمدار، ضربات تیغهای برهنه و برّانی را که به دستش میخورده، تاب آورده، ولی پرچم را رها نکرده است. پینوشت: 1. سوگنامه آل محمد، محمد محمدی اشتهاردی، قم، انتشارات ناصر، چاپ ششم، 1373، ص 299. تنظیم:هدهدی www.tebyan.net -------------------------------------------------------------------------------------------------- مولودی میلاد امام حسین (ع) از تمامی مداحان توضیحات فایلهای صوتی ---» فرمت : MP3 ، حجم : 32 Kbps مولودی مربوط به حضرت عباس (ع) از تمامی مداحان توضیحات فایلهای صوتی ---» فرمت : MP3 ، حجم : 32 Kbps
با عرض سلام خدمت تمامی دوستان .... ایام شادی ماه رجب و همچنین ( میلاد آقا علی بن ابی طالب (ع) و روز پدر) را به تمامی پدارن عالم تبریک عرض می کنم . تبریک و تشکر هم بابت حماسه ۲۲خرداد و آفرین بر مردم ایران زمین که بار دیگر هویت و ملی بودن خود را در مقابل دستان پلید استعمارگران شرق و غرب نشان داده و نام ایران را بر فراز قله رفیع عشق حک نمودند. بعد مدتها اومدم که آپ کنم آخه تو امتحانات بودم و فردا هم آخرین امتحانه ( ریاضی۱۴/۴/۸۸) .... عذر بنده رو پذیرا باشید که این مدت نتونستم به کامنت های شما بزرگوارها جواب دهم . راستش فردا بعد امتحان عازمم به سمت قم و بعدشم اگه آقا امام رضا (ع)بطلبه به سمت مشهد . نمی دونم ولی وقتی دلم می گیره و امیدم از همه جا قطع می شه یا اینکه از این دنیا دل سرد می شم به سمت حرم آقا می رم و قبلشم خدمت خواهر بزرگوارشون بی بی کریمه اهل بیت (س) حضرت معصومه (س) . مسافرت تنهایی رو خیلی دوست دارم چون فقط خودم و خدا رو احساس می کنم . می خوام نایب الزیاره به جای تمامی شما عزیزان باشم . حقیقتش این دفعه بی مقدمه و بدون هماهنگی دارم می رم آخه ایندفعه یه مهمان تو راهی هستم . شما هم برای بنده دعا کنید شاید مورد شفاعت آقا در این دنیا -زمان مرگ و در آخرت قرار بگیریم .ان شاا... توی این عالم هستی که همش رو به فناست به خدا یه دل دارم که اونم مال رضاست .
سلام بر عاشقی از دیار عاشقان دلم گرفت باز برگی از برگان دلم را ورق زدم تا بخوانید و آشنا شوید ... چند روز پیش وفات عالم بزرگی بود که عشق را معنا می کرد و راز و رمز عاشقی را بر دل و دیدگان نمایان می ساخت . آیت الله بهجت بله .... نمی دونم چند نفر از شما از نزدیک ایشون رو دیدید .... یه مدت بنده حقیر سعادت حضور در برنامه هاشون را داشتم و یک مورد هم تونستم مکبر نماز ایشون بشم . با تا اون موقع دوست داشتم از کراماتشون ببینم و اون روز فرا رسید . روزی که تمام بدنم لرزید . چشمانم لرزش و دید تاری داشتن .اون روز من همراه یکی از دوستانم برای نماز ظهر و عصر به مسجد فاطمیه واقع در گذر خان رفتیم . دیدم آقا مکبر نداره ....برا همین سریع جلو رفتم ...اما چه جلو رفتنی ...تمام بدنم می لرزید از صدا گرفته تا استخوان های تمام بدنم . رفتم در یک متری ایشون ایستادم .... نماز اول تموم شد و قبل از شروع نماز دوم دیدم که دست در جیب فرو می برد و مبلغی پول بیرون آورد . مبلغ را به چند قسمت تقسیم کرد . و در جیب های مختلف گذاشت . ۲۰۰۰ تومان ....۳۰۰۰ تومان و... خلاصه مفهوم این کار رو متوجه نشدم . تا بعد از نماز دوم داشتند تشریف می بردن که به جماعت یه نگاهی انداخت و بدون اینکه داخل دستانشو به کسی نشون بده مبالغ رو در جیب چند نفر گذاشت . گویا آقا می دونست که چقدر نیاز دارند و چه کسانی هستند . این رو خودم به عینه دیدم . تازه وقتی که وارد به نماز شد من چهره انسان از ایشون ندیدم . برای بنده همانند یک روح بود که در یک جسم سرد قرار گرفته بود . بعد روز سه شنبه مراسمی رو از حرم در رابطه با ایشون برگزار کردند من این مراسم رو تو تلویزیون دیدم اما از ته دل یه دعا کردم ...اونم این بود که ای کاش بتونم اونجا باشم .... روز پنجشنبه ساعت ۱:۳۰ به بنده زنگ زدند و گفتند که ساعت ۵ بعدازظهر آماده باشد همایشی یک روزه در قم دارید ...وای باورم نمی شد خیلی زود دعام مستجاب شد .... جمعه و شنبه قم بودم و مثل همیشه نایب الزیاره به جای همتون ....سر مزار آن بزرگوار هم خیلی شلوغ بود و هم مراسم روضه برگزار کرده بودند .نمی دونید چقدر خوش گذشت . زیارت بی بی فطمه معصومه(س) -جمکران -زیرات قبور شهدا -و زیارت امازاده علی بن جعفر (ع) از نوادگان امام موسی کاظم (ع) ثمره این سفر معنوی بود . باز دعا کنید تا بتونم خدمت آقامون امام رضا برم .....دلم براش تنگ شده دعا می کنم هر چه زودتر به عشقتون برسید .... عاشق باشید و عاشق وار زندگی کنید در پناه خدای عاشقان یا حق
۱۶ اردیبشت ۸۸ در رایت العباس تهران
حاج محمود کریمی ۱۵ اردیبهشت ۸۸ در چیذر منبع:http://karbalaii.com
بسم رب الشهداء و الصدیقین فرا رسیدن اربعین شهادت حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و یاران باوفای ایشان را ، خدمت ولی مان حضرت بقیة الله الاعظم(عج) و اربابمان حضرت علی بن موسی الرضا(ع) و نیز حضور شما اعضای محترم كلوب امام رضا(ع) و همه دوستداران و شیعیان آن حضرت ، تسلیت عرض می نمایم. اربعین در فرهنگ اسلامی و در معارف عرفانی، عدد چهل (اربعین) جایگاه خاصی دارد. چله نشینی برای رفع حاجت یا رسیدن به مقامات سلوک و عرفان معروفاست. حفظ کردن چهل حدیث، اخلاص چهل صباح، کمال عقل در چهل سالگی، دعا برای چهل مؤمن، چهل شب چهارشنبه و... بسیاری از این نمونهها و موارد. در فرهنگ عاشورا، اربعین به چهلمین روز شهادت حضرت حسین بن علی(ع) گفته میشود که مصادف با روز بیستم ماه صفر است. از سنتهای مردمی، گرامیداشت چهلم مردگان است که به یاد عزیز فوت شده خویش، خیرات و صدقات میدهند و مجلس یاد بود بپا میکنند. در روز بیستم صفر نیز شیعیان، عظیم ترین مراسم سوگواری را در کشورها و شهرهای مختلف به یاد عاشورای حسینی بر پا میکنند و همراه با دستههای سینه زنی و عزاداری به تعظیم شعائر دینی میپردازند. در شهر کربلا اربعین حسینی عظمت و شکوه خاصی دارد و دستههای عزادار، مراسمی پرشور بر پا میکنند. در نخستین اربعین شهادت امام حسین(ع)، جابر بن عبد الله انصاری و عطیه عوفی موفق به زیارت تربت و قبر سید الشهدا شدند. بنا به برخی نقلها، در همان اربعین، کاروان اسرای اهل بیت(ع) در بازگشت از شام و سر راه مدینه، از کربلا گذشتند و با جابر دیدار کردند. البته برخی از مورخان هم آن را نفی کرده و نپذیرفتهاند. از جمله مرحوم محدث قمی در «منتهی الآمال» دلایلی ذکر میکند که دیدار اهل بیت از کربلا در اربعین اول نبوده است. بعضی از علما نیز در این باره تحقیق مبسوط و مستقلی انجام دادهاند که منتشر شده است. به هر حال، تکریم این روز و احیای خاطره غمبار عاشورا، رمز تداوم شور عاشورایی در زمانهای بعد بوده است. در تاریخ انقلاب اسلامی ایران نیز، سنت احیای اربعین تاثیر مهمی در شور گستری در شهرها داشت و در چهلم شهدای حادثه قم (درتاریخ 19 دی 1356 ش) مردم غیرتمند و مسلمان تبریز قیام کردند و شهید دادند. در اربعین شهدای تبریز، شهرهای دیگر مجلس یادبود گرفته، تظاهرات کردند و همین گونه اربعین ها به هم وصل شد و سراسر ایران به نهضت پیوست، تا آنکه انقلاب اسلامی در 22 بهمن سال 1357 ش به پیروزی رسید. این به برکت الهام گیری از فرهنگ شهادت و ایثار خون بود کهملت قهرمان ایران، از عاشورا گرفته بود. «اربعین»، تداوم «عاشورا» بود و «ذکر»، رسالت بازماندگان پس از خون و شهادت. به یاد کربلا دلها غمین است دلا خون گریه کن چون اربعین است پیام خون، خطاب آتشین است بقاء دین، رهین اربعین است که تاریخ پر از خون و شهادت سراسر اربعین در اربعین است الامام الحسین علیه السلام: أنَا قَتیلُ العَبَرَةِ لایَذكُرُنی مُؤمِنٌ إلّا استَعبَر َ امام حسین علیه السلام: من كشته اشكم؛ هر مؤمنى مرا یاد كند، اشكش روان شود.
بسم الله الرحمن الرحيم سلام به همه دوستان ...حالتون خوبه ؟ خدا رو شكر .... فرا رسيدن ايام اربعين حسيني رو به همتون تسليت عرض مي كنم و ان شاا... ما رو در دعاهاي خيرتون بي نصيب نذاريد . خب مي خوام بنويسم ،اما نمي دونم از كجا شورع كنم ...اخه مي دوني چيه ؟؟؟ همش عشقبازي بود . راستش بعد مدتها دلم برا آقا تنگيد ....گفتم برم خدمتش شايد ... به جاي همتون نايب الزياره بودم . از حس غريب گرفته تا ... برا همه و همه دعا كردم . نمي دونم تو اين سفر چه حكمتي بود .وقتي رفتم محل كار ،مرخصيم جور شد . وقتي رفتم هتل رزو كنم اونم سريع شجور شد ...دوس دارم پاي ماجراي داداشي تا آخر بياييد ... پنجشنبه و جمعه 10 و 11/11/87 روزي بود كه من از ايلام به سمت قم به همراه يكي از دوستانم حركت كردم . ساعت 12:30 شب به قم رسيديم و تا رسيدن به حرم و زيارت شبانه ساعت 2:00 بامداد شد . رفتيم قسمت شبستان امام خميني (ره) اونجا يك كم استراحت كرديم و نماز صبح را حرم بوديم . بعد به سمت راه آهن حركت كرديم تا بيليط بگيريم ، ساعت نزديكاي 8 بود كه نگهباني كه در اون نزديكيا بود گفت كه مسئول گيشه ساعت 8 مياد . رفتيم كه حليم پذيزي جاتون خالي .حليم عالي داشت . يه پسر كوچيك مغازه رو اداره مي كرد به نام جلال . مي گفت دوست داره مداح اهل بيت بشه . مي گفت عشقش اهل بيته .... ازش خواستم كه پيگير كارش بشه تا موفق باشه . بعد از صرف صبحانه به سمت ايستگاه راه آهن رفتيم . اما مسئول گيشه گفت كه جا براي مشهد نداريم ...منم خيلي ناراحت شدم . يه دفعه در ذهنم يه جرقه زده شد و پرسيدم كه از تهران چي ؟ گفت جا هست ... قطار دليجان ساعت 20:10 به سمت مشهد عازمه ... سريع بليط گرفتم و به سمت حرم رفتيم . تا نماز مغرب عشاء داخل حرم عشبازي كرديم و با بي بي كريمه اهل بيت ( س) خيلي حرف زدم . باورم نمي شد قم هستم . به بي بي گفتم كه دارم مي رم پيش برادرشون اگه قسمت باشه سلامتون رو بهشون مي رسونم . بعد رفتيم مهمانسرايي كه قبلا رزوو كرده بودم . البته ناگفته نماند كه يكي از دوستانم همراه من بود . شب رو استراحت كرديم تا روز بعد .... شنبه 12/11/87: رسيديم تهران ... به دوستم گفتم كه ما كه امروز بيكاريم امروزم اولين روز دهه فجره بيا بريم حرم امام خميني (ره) . به راه افتاديم و براي تجديد ميثاق به سمت حرم رفتيم اونجا با پير جماران همنوا شديم و بعد به اتفاق به سمت شهر ري زيارت حضرت عبدالعظيم حسني (ع) رفتيم . باورم نمي شد . زيارت حضرت سيدالكريم عبدالعظيم (ع) –امام زاده طاهر – امام زاده حمزه (ع) و ديدار يكي از مداح هاي طراز اول ورامين كه از دوستان بودن شور و شوق اين سفر را چندين برابر كرده بود . بعد به سمت راه آهن تهران راه افتاديم و بعد از رسيدن يه مقدار صبر و تحمل بالاخره سوار قطار شديم . داخل كوبه ما يه جوان و يه مرد ميانسال هم بودن منم باهاشون گرم گرفتم . برام جالب بودن . تا اينكه ساعت 8:00 صبح وارد مشهد شديم . .... يكشنبه 13/11/87 : به سمت هتل ياس كه در خيابان امام رضا واقع شده رفتيم قبل از هر چيز تا گنبد طلا رو از دور ديدم از خودم شرمم اومد .... دلم يهو ريخت . و خوشحال از اينكه اين سعادت بزرگ داشت نصيبم مي شد . وارد اتاقمون شديم . سريع رفتم دوش گرفتم و غسل زيرات رو انجام دادم و به سمت حرم راه افتادم . قدم هامو يواش يواش برميداشتم و ذكر مي گفتم . وقتي به درب ورودي باب الرضا رسيدم نمي دونستم چيكار كنم . همه اذن دخول مي گرفتن . من مي ترسيدم كه لايق داخل شدن نباشم . برا همين اذن گرفتم و يه گوشه ايستادم و ....( اينجاشو نمي تونم بگم چون قابل نوشتن و توصيف نيست ) خلاصه تو حرم و نماز جماعت ها و زيارت قبور متبركه علما بخصوص علامه جعفري-حر عاملي-كوهستاني-فلسفي-شيخ بهايي و ... منو منقلب تر كرد . بقيه روزها رو نمي نويسم چون فضاي داخل حرم و اتفاقاتي كه برام افتاد قابل وصف نيستند . فقط موقع برگشتن برامون بليط نبود فقط بليط اراك اونم توسط قطار خليج فارس داشت . منم داداشم تازه اومده بود قم و گفت صبر مي كنم تا شما بيايين قم و بعد با هم حركت مي كنيم . اما قطار ما 5 ساعت تاخير داشت . با اين تاخير ما يك شب ديگه قم موندگار شديم . منم ماشين داداشي رو برداشتم و به سمت حرم رفتم جواب سلام داداش رضا رو برا بي بي اوردم و بعدشم به سمت جمكران رفتم اون شب دعاي كميل حرم مداح عزيز آقاي ميرداماد بودند . و بعد جمكران ....واي ...........ديگه نمي گم . اومديم مهمانسرا استراحت كرديم و روز بعد ساعت 6 بعد از نماز صبح به سمت ايلام راه افتاديم . از موارد قابل اشاره اين سفر كه خيلي برام جالب بود . من هيچوقت پشت به گنبد يا امام برا گرفتن عكس نمي ايستم و اين حرف رو به دوستم هم گفتم اما ايشون گفت اين حرفا درست نيست . من اين كار رو يه جور بي احترامي مي دونم . باور كنيد با كار كردن گوشي كه 5 مگا پيكسل دوربين داشت . همه عكساي ما پاك شدن . و به اين نتيجه رسيدم كه اين سفر قابل وصف و گفتن نيست . حتي با عكس .... ان شاا... به حق آقا امام رضا همتون عاقب بخير بشين . جهت سلامتي و تعجيل در فرج آقا امام زمان (عج) صلواتي عنايت بفرماييد.
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع) توی این عالم هستی که همش رو به فناست به خدا یه دل دارم که اونم مال امام رضاست با سلام خدمت تمامی عزیران ( خواهران و برادران ) عزیز خودم .راستش بازم آقا طلبیده و همش هم دعای شما دوستان خوبمه که سعادت زیارت آقا امام رضا و خواهر عزیزشون نصیبمون میشه .... راستش همین پنجشنبه عازمم به سمت قم و اگه خدا بخواد روز شنبه با قطار ساعت ۲۱:۳۰ به سمت مشهد ....ان شاا... چند روز پیش یکی از دوستان دلمو آتیش زد و گفته بود حلالم کن دارم می رم کربلا... می خوام بگم : دوستان عزیز هر وقت دلتون شکست و هر جا که بودین برا دوستانتون دعا کنید ..چون دعای دوست در حق دوست مستجاب می شود . اگه انشا ا... اونجا باشیم میلاد پدر بزرگوار آقا امام رضا (ع) -آقا موسی کاظم (ع) اونجا هستیم و به جای همتون نایب الزیاره خواهم بود .... شما هم دعا کنید که با معرفت دلبر رو دلبری کنیم . حلالم کنید .... در پناه خدای عاشقان یا حق
سلام دوستاي گلم راستش از پیروزی مردم غزه خوشحالم ...امتحاناتمو امروز تموم کردم و از اینکه این مدت نبودم عذر می خوام . اگه خدا بخواد هفته آینده قم و مشهدم ..... دلم هوای آقا رو کرده ....بد جوری ... به جای همتون نایب الزیاره خواهم بود . شما هم دعا کنید آقا ما رو بطلبه و ما با معرفت خاصی خدمتش بریم . اگه بطلبه میلاد ژدر بزرگوارشون آقا موسی کاظم (ع) اونجا هستم ....خودم و آقا ...تنهای تنها خیلی خوبه ؟؟ این پست رو هم از آقا می نویسم تا بدونی چه حسی می شی؟ نميدونم از کجاش بگم از اون حس آرامشي که با اولين نگاه به گنبد امام رضا به آدم دست ميده يا از اون شور و حالي که زائرا دارن برا زيارت .... چقدر دلم تنگ شده بود ... واقعا عشق يعني آرامش واقعي ! تنها چيزي که خواستم آرامش بود و بس ! اونم نه اينکه از تنهايي خودمو بيارم بيرون نه ! برا اينکه تو تنهاييام بيشتر به خداي خودم فکر کنم ..مث قبلنا ! مث اون درد دل کردنايي که نميفهميدم از کجا دلم اون حرفا رو ميزد ! همين که دستم رو رسوندم به ضريح دلم لرزيد ...... اشکام جاري شد بدون اينکه بخوام اشکام و پنهونش کنم ... ازش طلب بخشش کردم اميدوارم شفيعي باشه برام تا بتونم ...... يادش بخير ميرفتم حرم دلمو ميدادم دست آقا ... اوناييكه رفتن ميدونن تو حرم ميشه امام رضا رو ديد نميدونم ولي ... وقتي ميگن رئوفه .. وقتي ميگن مهربونه.. راست ميگن...اصلا همش حس ميكنم صفت امام رضا همون مهربونيشونه .... وقتي دم در حرم مي ايستي ....وقتي گنبد رو ميبيني .. سرتو كه خم ميكني دست كه رو سينه ميذاري با دلشكستگي ميگي: السلام عليك يا علي بن موسي الرضا.... وقتي وسط سلام بغض گلوتو ميگيره احساس ميكني آقا يه نگاه تو چشات ميكنه ...با همون مهربونيش دست رو سرت ميكشه آرومت ميكنه ...خوش بحال اونايي كه اينقدر بي تابي ميكنن ...دل رئوف حضرت طاقت نمياره ديگه اونا رو تو آغوشش ميكشه آرومشون ميكنه...كيه رفته مشهد امام رو نديده؟ كي ميتونه بگه رفتم و نديدم ؟محاله ... اونم امام رضا ..مگه مهمون نوازتر از اون ميبيني ؟ قبل از اينكه مشهد برسي مياد استقبالت ... كيه كه چشماش به ضريح خورده و اشکاش جاري نشده ؟ ! مگه ميشه ؟ جواب سلام كه واجبه چطور سلامش كردي و جواب نشنيدي اون كه جواب داد تو حواست كجا بود؟ چه صفايي داره وقتي آماده بشي براي حرم آروم آروم به نشانه احترام راه بري سرتو بندازي پايين وگرنه اينقدر عجله داري كه دوست داري عين كبوتراش پرواز كني بشيني رو گنبد طلا ... با هر قدم دلت تندتر ميزنه ...ميرسي به در حرم ... در حرم رو ميبوسي يه قدم ميري جلوتر چشات كه به گنبد نورانيش ميفته بيتاب ميشي ... سرتو خم ميكني سلام ميكني ...صداي زمزمه زائرا رو ميشنوي يه سري كنار باب المراد نشستن منتظر شفاي مريضشون هستن ... تو هم دلتو ببند به ضريح مگه نميخواي اين دل مريض هم شفا بگيره مگه نميخواي اين دل پر معصيت با يه نگاه آقا پاك بشه دلي كه جاي هر كس و ناكس نيست دلي كه بهت دادن گفتن پاك نگهش ميداري جاي خداست ... چقدر بهش بي توجهي كردي ؟ چقدر با گناه سياهش كردي ؟ به حضرت بگو دستم از همه جا كوتاهه گفتن بيا پيش غريب الغربا ... منم اومدم اينجا يه عنايتي كن آقا اگه دلت شكست يعني اذن دخول رو گرفتي جلوتر ميري هر چي به ضريح مبارك نزديكتر ميشي سر و صداها بيشتر ميشه سر و صدايي كه دوستش داري زمزمه اي كه برات آشناست همراه درد دلاي مردم ....صداي بال ملائك هم شنيده ميشه ........يه غم سنگيني رو دلت ميشينه يه بغضي كه نميدوني چرا هر وقت به ضريح نزديك ميشي گلوتو ميگيره ....يه حالي كه شايد ناشي از غربت شاه خراسان هست ، فقط يه جورايي دوست داري سر رو شونه امام بذاري و تا صبح قيامت اشك بريزي..... به اوج بي نيازي ميرسي ديگه هيچي نميخواي .... از همه جا بريده شدي ... يه سبكي و يه احساس پاك ... يه آزادي از قفس بدن...يه عروج از فضاي پست دنيا .....يه حس رهايي از ... شايد ساعتها بگذره و تو حس نكني نميدوني كجا داري سير ميكني ... كجا داري ميري ... يا بهتره بگم كجا دارن تو رو ميبرن ... فقط اونقدر روحت شفاف شده كه يه چيزايي ميبيني كه قبلا نميديدي...... يه دنيا شرمندگي يه دنيا خجالت از حريم كسي كه دعوتت كرد و بهش قول ميدي که ... چقدر ادعاهاي ما زياده .. چقدر بوي ريا از كارامون مياد ... يه كار كوچولو ميكنيم دوست داريم به همه بگيم من فلانم من چنانم.. با اخلاص خداحافظي ابدي كرديم!! تازه از مشهد برگشتم اما هنوز تو اون حال و هوام .. اگه يه ذره هم عوض نشم زيارتم بي اثر بوده مشهد رفتن فقط ديدن ضريح و چند قطره اشك نيست حرم يعني تحول روح يعني عوض شدن يعني حداقل يه قدم بالا رفتن .. اونجا ديگه بهونه واسه اشك ريختن نيست ... راحت راحت يه گوشه ميشيني و هر چي تو دلته خالي ميكني ..صفايي داره كه جاي ديگه پيدا نميشه ... خوش بحال اونايي كه هميشه حال و هواي مشهد و حرم تو دل اوناست ...خوش بحال اونايي كه دائم زمزمه زوار امام تو گوششونه ... نماز كه ميخونن روحشون پر ميكشه اونجا .. دلم لك زده واسه اون كبوترا كه بيقرار از اينور به اونور صحن و گنبد ميپرن ... دلم تنگ شده واسه وقتي كه وارد حرم ميشدم ... دلم گرفته از آخرين خداحافظي كه با حرم كردم وقتي كه اينقدر دلم گرفته بود نتونستم جمله آخر رو بگم .... وقتي كه نزديك در شدم گفتن بريم طاقت نياوردم بايد ميرفتم ولي دلم نميذاشت .... سرمو كه خم كردم بگم با اجازه من رفتم ... ياد سلام كردنام افتادم آخه من تازه اومدم هنوز.. هيچي نگفتم... هنوز گيجم... باورم نشده اومدم اما هنوز كارت دارم علي بن موسي الرضا ... واي از اون وقتي كه ديگه به هر ترتيبي شده از حرم مياي بيرون... وقتي ميگن ديگه دير شده بايد بريم ولي تو در عالم خودتي .... يه بغض تو گلوته كه شكسته و چشمات پر از اشکه ... تو راه همش به فكر اون لحظاتي بودي كه تو حرم گذشت اون حال و هوا ... اون صفاي حرم ... صحنها ... سقاخونه ها ... خادمها ... كبوترا ... زائرا ... هر چند دقيقه سرتو برميگردوني عقب يه نگاه به گنبد ميندازي انگار يكي داره با تيشه به دلت ميزنه ... هاي .. وقتي برا آخرين بار مياي بيرون و همينجوري زل ميزني به گنبد بدون اينکه حرفي بزني دلم عجيب گرفته بود ! کاش اين چند روز اينقدر زود تموم نميشد ! نميدونستم واقعا چي بايد بخوام !! اما زيارتشو آرزو کردم تا هميشه برم پيشش و آروم بگيرم ! ممنونتم امام رضا
کربلاي غزه در محاصره يزيديان بني اسرائيلي- مقارن با كربلاي سال 60 هجري با عرض سلام خدمت تمامی دوستان ( برادران و خواهران عزیزم ) راستش من تو امتحانات هستم و خیلی وقت ندارم بیام و آپ کنم ولی چیزی که برام خیلی سخت هست جنایات صهیونیست ها علیه مردم غزه است . الان به کمک نیاز دارند و کجاست آن لبیک گویان حسین ؟ می دونم همتون خبرها رو دنبال می کنید و هر شب و روز شاهد جنایات این ظالمان هستین ولی ما چیکار کنیم ؟ خب اون دوستانی که در سایتهای همگانی مثل کلوب عضو هستن با یکسری برنامه ها شروع به دفاع از مظلومان پرداخته اند . داشتم گذرا یه نگاه می نداختم که یکی طرح چله زیارت عاشوا برا نجات مردم غزه گذاشته بود ....یکی دیگه طرح ختم صلوات ...و در بعضی کلوبها عضو گیری جهت رفتن به غزه و کمک به مسلمانان غزه .... برام جالب بود و در گلویم احساس عجیبی کردم وقتی که راهپیمایی های جهانی و این برنامه ها رو می بینم ...حتما اقا هم ناظرند به این ستمگران و ان شاا... همانند حزب الله لبنان مقاومت غزه به پیروزی تبدیل خواهد شد . جهت پیروزی حق علیه باطل سه صلوات بفرستید . منبع عکس ها : www.sham0.blogfa.com
از ماه پرسيدم چرا قامتت خم است آهي کشيد و گفت :ماه محرم است فرا رسيدن ماه غم واندوه سرور و سالار شهيدان حضرت ابا عبدالله الحسین(ع)را به پيشگاه مقدس امام زمان (عج) و شیعیان بزرگوار آن حضرت تسليت ميگويم .
با سلام ایام حزن و ماتم و عزاداری سرور و سالار شهیدان امام حسین (ع) را به همه شما تسلیت عرض می کنم و از همه می خوام تو این شبا داداشی کوچیکتون رو فراموش نکنید . ز چشم تر و همه پر احساسیم من زگهواره تا گور عباسیم من مقدمه در این میان هر سال صدای چکاچک شمشیرهایی به گوش می رسد که پیام آن را تنها کسانی می شنوند که محبتی عجیب تمام وجود آنان را مالامال از خود کرده است. زندگی امام حسین (ع): به روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت دومين فرزند برومند حضرت على و فاطمه،كه درود خدا بر ايشان باد،در خانه ى وحى و ولايت،چشم به جهان گشود. چون خبر ولادتش به پيامبر گرامى اسلام (ص) رسيد،به خانه ى حضرت على و فاطمه (ع) آمد و اسماء را فرمود تا كودكش را بياورد.اسماء او را در پارچه يى سپيد پيچيد و خدمت رسول اكرم (ص) برد،آن گرامى به گوش راست او اذان و به گوش چپ او اقامه گفت. به روزهاى اول يا هفتمين روز ولادت با سعادتش،امين وحى الهى،جبرئيل،فرود آمد و گفت: سلام خداوند بر تو باد اى رسول خدا،اين نوزاد را به نام پسر كوچك هارون «شبير» كه به عربى «حسين »خوانده مى شود،نام بگذار. چون على (ع) براى تو بسان هارون براى موسى بن عمران است جز آنكه تو خاتم پيغمبران هستى. و به اين ترتيب نام پر عظمت «حسين »از جانب پروردگار،براى دومين فرزند فاطمه انتخاب شد. به روز هفتم ولادتش،فاطمه ى زهراء كه سلام خداوند بر او باد،گوسفندى را براى فرزندش به عنوان عقيقه كشت،و سر آن حضرت را تراشيد و هم وزن موى سر او نقره صدقه داد. از ولادت حسين بن على (ع) كه در سال چهارم هجرت بود تا رحلت رسول الله (ص) كه شش سال و چند ماه بعد اتفاق افتاد،مردم از اظهار محبت و لطفى كه پيامبر راستين اسلام (ص) در باره ى حسين (ع) ابراز مى داشت،به بزرگوارى و مقام شامخ پيشواى سوم آگاه شدند. سلمان فارسى مى گويد:ديدم كه رسول خدا (ص) حسين (ع) را بر زانوى خويش نهاده او را مى بوسيد و مى فرمود: تو بزرگوار و پسر بزرگوار و پدر بزرگوارانى،تو امام و پسر امام و پدر امامان هستى،تو جت خدا و پسر حجت خدا و پدر حجت هاى خدايى كه نه نفرند و خاتم ايشان،قائم ايشان (امام زمان عج) مى باشد. ابو هريره كه از مزدوران معاويه و از دشمنان خاندان امامت است در عين حال اعتراف مى كند كه: رسول اكرم (ص) را ديدم كه حسن و حسين (ع) را بر شانه هاى خويش نشانده بود و به سوى ما مى آمد،وقتى به ما رسيد فرمود:هر كس اين دو فرزندم را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر كه با آنان دشمنى ورزد با من دشمنى نموده است. عالى ترين،صميمى ترين و گوياترين رابطه ى معنوى و ملكوتى بين پيامبر و حسين را مى توان در اين جمله ى رسول گرامى اسلام (ص) خواند كه فرمود:حسين از من و من از حسينم. شش سال از عمرش با پيامبر بزرگوار سپرى شد،و آنگاه كه رسول خدا (ص) چشم از جهان فرو بست و به لقاء پروردگار شتافت،مدت سى سال با پدر زيست.پدرى كه جز به انصاف حكم نكرد،و جز به طهارت و بندگى نگذرانيد،جز خدا نديد و جز خدا نخواست و جز خدا نيافت. پدرى كه در زمان حكومتش لحظه اى او را آرام نگذاشتند،همچنانكه به هنگام غصب خلافتش جز به آزارش برنخاستند.در تمام اين مدت،با دل و جان از اوامر پدر اطاعت مى كرد، و در چند سالى كه حضرت على (ع) متصدى خلافت ظاهرى شد،حضرت حسين (ع) در راه پيشبرد اهداف اسلامى،مانند يك سرباز فداكار همچون برادر بزرگوارش مى كوشيد،و در جنگهاى «جمل »،«صفين »و«نهروان »شركت داشت. و به اين ترتيب،از پدرش امير المؤمنين (ع) و دين خدا حمايت كرد و حتى گاهى در حضور جمعيت به غاصبين خلافت اعتراض مى كرد. در زمان حكومت عمر،امام حسين (ع) وارد مسجد شد،خليفه ى دوم را بر منبر رسول الله (ص) مشاهده كرد كه سخن مى گفت.بلا درنگ از منبر بالا رفت و فرياد زد:از منبر پدرم فرود آى... پس از شهادت حضرت على عليه السلام،به فرموده ى رسول خدا (ص) و وصيت امير المؤمنين (ع) امامت و رهبرى شيعيان به حسن بن على عليه السلام،فرزند بزرگ امير المؤمنين (ع) منتقل گشت و بر همه ى مردم واجب و لازم آمد كه به فرامين پيشوايان امام حسن (ع) گوش فرا دارند.امام حسين (ع) كه دست پرورد وحى محمدى و ولايت علوى بود، همراه و همكار و همفكر برادرش بود. چنانكه وقتى بنابر مصالح اسلام و جامعه ى مسلمانان و به دستور خداوند بزرگ امام حسن (ع) مجبور شد كه با معاويه صلح كند و آن همه ناراحتيها را تحمل نمايد،امام حسين (ع) شريك رنجهاى برادر بود و چون مى دانست كه اين صلح به صلاح اسلام و مسلمين است، هرگز اعتراض به برادر نداشت و حتى يكروز كه معاويه،در حضور امام حسن و امام حسين (ع) دهان آلوده اش را به بدگويى نسبت به امام حسن و پدر بزرگوارشان امير مؤمنان (ع) گشود، امام حسين (ع) به دفاع برخاست تا سخن در گلوى معاويه بشكند و سزاى ناهنجاريش را به كنارش بگذارد ولى امام حسن (ع) او را به سكوت و خاموشى فرا خواند،امام حسين (ع) پذيرا شد و به جايش باز گشت،آنگاه امام حسن (ع) خود به پاسخ معاويه بر آمد،و با بيانى رسا و كوبنده،خاموشش ساخت چون امام حسن (سلام خدا و فرشتگان خدا بر او باد) ازدنيا رحلت فرمود،به گفته ى رسول خدا و امير المؤمنين (ع) و وصيت حسن بن على (ع) امامت و رهبرى شيعيان به امام حسين (ع) منتقل شد و از طرف خدا مامور رهبرى جامعه گرديد. امام حسين (ع) مى ديد كه معاويه با اتكاء به قدرت اسلام،بر اريكه ى حكومت اسلام به ناحق تكيه زده،سخت مشغول تخريب اساس جامعه ى اسلامى و قوانين خداوند است،و از اين حكومت پوشالى مخرب به سختى رنج مى برد،ولى نمى توانست دستى فراز آورد و قدرتى فراهم كند تا او را از جايگاه حكومت اسلامى پائين بكشد،چنانچه برادرش امام حسن (ع) نيز وضعى مشابه او داشت. امام حسين (ع) مى دانست اگر تصميمش را آشكار سازد و به سازندگى قدرت بپردازد،پيش از هر جنبش و حركت مفيدى به قتلش مى رسانند،ناچار دندان بر جگر نهاد و صبر را پيشه ساخت كه اگر بر مى خاست،پيش از اقدام به دسيسه كشته مى شد،و از اين كشته شدن هيچ نتيجه اى گرفته نمى شد. بنابر اين تا معاويه زنده بود چون برادر زيست و علم مخالفت هاى بزرگ نيفراخت،جز آنكه گاهى محيط و حركات و اعمال معاويه را به باد انتقاد مى گرفت و مردم را به آينده يى نزديك اميدوار مى ساخت كه اقدام مؤثرى خواهد نمود.و در تمام طول مدتى كه معاويه از مردم براى ولايت عهدى يزيد،بيعت مى گرفت،حسين به شدت با او مخالفت كرد،و هرگز تن به بيعت يزيد نداد و وليعهدى او را نپذيرفت و حتى گاهى سخنانى تند به معاويه گفت و يا نامه يى كوبنده براى او نوشت. (16) معاويه هم در بيعت گرفتن براى يزيد،به او اصرارى نكرد و امام (ع) همچنين بود و ماند تا معاويه در گذشت... يزيد پس از معاويه بر تخت حكومت اسلامى تكيه زد و خود را امير المؤمنين خواند،و براى اينكه سلطنت ناحق و ستمگرانه اش را تثبيت كند،مصمم شد براى نامداران و شخصيت هاى اسلامى پيامى بفرستد و آنان را به بيعت با خويش بخواند.به همين منظور،نامه اى به حاكم مدينه نوشت و در آن يادآور شد كه براى من از حسين (ع) بيعت بگير و اگر مخالفت نمود بقتلش برسان.حاكم اين خبر را به امام حسين (ع) رسانيد و جواب مطالبه نمود،امام حسين (ع) چنين فرمود: انا لله و انا اليه راجعون و على الاسلام السلام اذا بليت الامة براع مثل يزيد. آنگاه كه افرادى چون يزيد، (شراب خوار و قمار باز و بى ايمان و نا پاك كه حتى ظاهر اسلام را هم مراعات نمى كند) بر مسند حكومت اسلامى بنشيند،بايد فاتحه اسلام را خواند. (زيرا اين گونه زمامدارها با نيروى اسلام و به نام اسلام،اسلام را از بين مى برند) . امام حسين (ع) مى دانست اينك كه حكومت يزيد را به رسميت نشناخته است اگر در مدينه بماند به قتلش مى رسانند،لذا به امر پروردگار،شبانه و مخفى از مدينه به سوى مكه حركت كرد.آمدن آن حضرت به مكه،همراه با سرباززدن او از بيعت يزيد،در بين مردم مكه و مدينه انتشار يافت،و اين خبر تا به كوفه هم رسيد.كوفيان از امام حسين (ع) كه در مكه بسر مى برد دعوت كردند تا به سوى آنان آيد و زمامدار امورشان باشد.امام (ع) مسلم بن عقيل (ع) ،پسر عموى خويش را به كوفه فرستاد تا حركت و واكنش اجتماع كوفى را از نزديك ببيند و برايش بنويسد. مسلم به كوفه رسيد و با استقبال گرم و بى سابقه يى روبرو شد،هزاران نفر به عنوان نايب امام (ع) با او بيعت كردند،و مسلم (ع) هم نامه يى به امام حسين (ع) نگاشت و حركت فورى امام (ع) را لازم گزارش داد.هر چند امام حسين (ع) كوفيان را به خوبى مى شناخت،و بى وفايى و بى دينى شان را در زمان حكومت پدر و برادر ديده بود و مى دانست به گفته ها و بيعت شان با مسلم (ع) نمى توان اعتماد كرد،و ليكن براى اتمام حجت و اجراى اوامر پروردگار تصميم گرفت كه به سوى كوفه حركت كند. با اينحال تا هشتم ذى حجه،يعنى روزيكه همه ى مردم مكه عازم رفتن به «منى »بودند و هر كس در راه مكه جا مانده بود با عجله ى تمام مى خواست خود را به مكه برساند،آن حضرت در مكه ماند و در چنين روزى با اهل بيت و ياران خود،از مكه به طرف عراق خارج شد و با اين كار هم به وظيفه ى خويش عمل كرد و هم به مسلمانان جهان فهماند كه پسر پيغمبر امت، يزيد را به رسميت نشناخته و با او بيعت نكرده بلكه عليه او قيام كرده است. يزيد كه حركت مسلم (ع) را به سوى كوفه دريافته و از بيعت كوفيان با او آگاه شده بود،ابن زياد را (كه از پليدترين ياران يزيد و از كثيف ترين طرفداران حكومت بنى اميه بود) به كوفه فرستاد. ابن زياد از ضعف ايمان و دو رويى و ترس مردم كوفه استفاده نمود و با تهديد و ارعاب آنان را از دور و بر مسلم پراكنده ساخت،و مسلم (ع) به تنهايى با عمال ابن زياد به نبرد پرداخت،و پس از جنگى دلاورانه و شگفت،با شجاعت شهيد شد. (سلام خدا بر او باد) .و ابن زياد جامعه ى دورو و خيانتكار و بى ايمان كوفه را عليه امام حسين (ع) بر انگيخت،و كار به جايى رسيد كه عده اى از همان كسانيكه براى امام (ع) دعوت نامه نوشته بودند،سلاح جنگ پوشيدند و منتظر ماندند تا امام حسين (ع) از راه برسد و به قتلش برسانند. امام حسين (ع) از همان شبى كه از مدينه بيرون آمد،و در تمام مدتى كه در مكه اقامت گزيد،و در طول راه مكه به كربلا،تا هنگام شهادت،گاهى به اشاره،گاهى به صراحت،اعلان مى داشت كه:مقصود من از حركت،رسوا ساختن حكومت ضد اسلامى يزيد و بر پا داشتن امر به معروف و نهى از منكر و ايستادگى در برابر ظلم و ستمگرى است و جز حمايت قرآن و زنده داشتن دين محمدى هدفى ندارم. و اين ماموريتى بود كه خداوند به او واگذار نموده بود،حتى اگر به كشته شدن خود و اصحاب و فرزندان و اسيرى خانواده اش اتمام پذيرد. رسول گرامى و امير مؤمنان و حسن بن على (ع) پيشوايان پيشين اسلام،شهادت امام حسين (ع) را بارها بيان فرموده بودند.حتى در هنگام ولادت امام حسين (ع) ،رسول گرانمايه اسلام (ص) شهادتش را تذكر داده بود. و خود امام حسين (ع) به علم امامت مى دانست كه آخر اين سفر به شهادتش مى انجامد،ولى او كسى نبود كه در برابر دستور آسمانى و فرمان خدا براى جان خود ارزشى قائل باشد،يا از اسارت خانواده اش واهمه اى به دل راه دهد.او آنكس بود كه بلا را كرامت و شهادت را سعادت مى پنداشت. (سلام ابدى خدا بر او باد) . خبر«شهادت حسين (ع) در كربلا»به قدرى در اجتماع اسلامى مورد گفتگو واقع شده بود كه عامه ى مردم از پايان اين سفر مطلع بودند.چون جسته و گريخته،از رسول الله (ص) و امير المؤمنين (ع) و امام حسن بن على (ع) و ديگر بزرگان صدر اسلام شنيده بودند. بدين سان حركت امام حسين (ع) با آن درگيريها و ناراحتى ها.احتمال كشته شدنش را در اذهان عامه تشديد كرد.به ويژه كه خود در طول راه مى فرمود: «من كان باذلا فينا مهجته و موطنا على لقاء الله نفسه فليرحل معنا »هر كس حاضر است در راه ما از جان خويش بگذرد و به ملاقات پروردگار بشتابد همراه ما بيايد». و لذا در بعضى از دوستان اين توهم پيش آمد كه حضرتش را از اين سفر منصرف سازند. غافل از اينكه فرزند على بن ابيطالب (ع) امام و جانشين پيامبر،و از ديگران به وظيفه ى خويش آگاهتر است و هرگز از آنچه خدا بر عهده ى او نهاده دست نخواهد كشيد.بارى امام حسين (ع) با همه ى اين افكار و نظريه ها كه اطرافش را گرفته بود به راه خويش ادامه داد،و كوچكترين خللى در تصميمش راه نيافت. سر انجام،رفت،و شهادت را دريافت،نه خود تنها،بلكه با اصحاب و فرزندان،كه هر يك ستاره اى درخشان در افق اسلام بودند،رفتند و كشته شدند،و خون هايشان شن هاى گرم دشت كربلا را لاله باران كرد تا جامعه ى مسلمان بفهمد،يزيد (باقى مانده ى بسترهاى گناه آلود خاندان اميه) جانشين رسول خدا نيست،و اساسا اسلام از بنى اميه و بنى اميه از اسلام جداست. راستى هرگز انديشيده ايد اگر شهادت جانگداز و حماسه آفرين حسين (ع) به وقوع نمى پيوست،و مردم يزيد را خليفه ى پيغمبر (ص) مى دانستند و آنگاه اخبار دربار يزيد و شهوترانيهاى او و عمالش را مى شنيدند چقدر از اسلام متنفر مى شدند،زيرا اسلامى كه خليفه ى پيغمبرش يزيد باشد به راستى نيز تنفر آور است... و خاندان پاك حضرت امام حسين (ع) نيز اسير شدند تا آخرين رسالت اين شهادت را به گوش مردم برسانند،و شنيديم و خوانديم كه در شهرها،در بازارها،در مسجدها،در بارگاه متعفن پسر زياد و دربار نكبتبار يزيد،هماره و همه جا دهان گشودند و فرياد زدند،و پرده ى زيباى فريب را از چهره ى زشت و جنايتكار جيره خواران بنى اميه برداشتند و ثابت كردند كه يزيد سگ باز و شرابخوار است،هرگز لياقت خلافت ندارد و اين اريكه اى كه او بر آن تكيه زده جايگاه او نيست،سخنانشان رسالت شهادت حسينى را تكميل كرد،طوفانى در جان ها بر انگيختند چنانكه نام يزيد تا هميشه مترادف با هر پستى و رذالت و دنائت گرديد و همه ى آرزوهاى طلايى و شيطانيش چون نقش بر آب گشت.نگرشى ژرف مى خواهد تا بتوان بر همه ى ابعاد اين شهادت عظيم و پر نتيجه دست يافت. از همان اوان شهادتش تا كنون،دوستان و شيعيانش،و همه ى آنان كه به شرافت و عظمت انسان ارج مى گذارند،همه ساله سالروز به خون غلطيدنش را،سالروز قيام و شهادتش را با سياه پوشى و عزادارى محترم مى شمارند،و خلوص خويش را با گريه بر مصائب آن بزرگوار ابراز مى دارند.پيشوايان مآل انديش و معصوم ما،هماره به واقعه ى كربلا و به زنده داشتن آن عنايتى خاص داشتند.غير از اينكه خود به زيارت مرقدش مى شتافتند و عزايش را بر پا مى داشتند،در فضيلت عزا دارى و محزون بودن براى آن بزرگوار،گفتارهاى متعددى ايراد فرموده اند. ابو عماره گويد:روزى به حضور امام ششم صادق آل محمد (ص) رسيدم،فرمود اشعارى در سوگوارى حسين (ع) براى ما بخوان،وقتى شروع به خواندن نمودم صداى گريه حضرت برخاست،من مى خواندم و آن عزيز مى گريست چندانكه صداى گريه از خانه برخاست.بعد از آنكه اشعار را تمام كردم،امام عليه السلام در فضيلت و ثواب مرثيه و گرياندن مردم بر امام حسين (ع) مطالبى بيان فرمود. یاران امام (ع) : در زندگانی آن حضرت اشاراتی کامل بر یاران و دوستان امام حسین (ع) شد ولی از بین یاران آن حضرت تنها عده قلیلی در روز واقعه بر گرد امام جمع شدند و دعوت حق را لبیک گفتند . در کل در سند های بدست آمده از کتب شیعه اسامی زیر در صحرای کربلا با آن حضرت هم بیعت بودند و شربت شهادت را نوشیدند : اسامی شهدای کربلا از یاران حسین ع طبق روایاتی که نگارنده از لابلای کتب تاریخ به دست آوردهام از بنی هاشم و غیر بنی هاشم بدین شرح ذکر شده است: فرزندان امیر المؤمنین( ع): 1ـ ابو بکر بن علی (که شهادت وی با شک و تردید ذکر شده است) 2ـ عمر بن علی 3ـ محمد الاصغر بن علی 4ـ عبد الله بن علی 5ـ عباس بن علی 6ـ محمد بن العباس بن علی 7ـ عبد الله بن العباس بن علی 8ـ عبد الله الاصغر 9ـ جعفر بن علی 10ـ عثمان بن علی فرزندان امام حسن(ع) 11ـ قاسم بن حسن 12ـ ابو بکر بن حسن 13ـ عبد الله بن حسن 14ـ بشر بن حسن فرزندان امام حسین (ع): 15ـ علی بن الحسین الاکبر 16ـ عبد الله الرضیع 17ـ ابراهیم بن الحسین فرزندان عبد الله بن جعفر 18ـ محمد بن عبد الله بن جعفر 19ـ عون بن عبد الله بن جعفر 20ـ عبید الله بن عبد الله بن جعفر فرزندان عقیل بن ابی طالب 21ـ مسلم بن عقیل 22ـ جعفر بن عقیل 23ـ جعفر بن محمد بن عقیل 24ـ عبد الرحمن بن عقیل 25ـ عبد الله الاکبر بن عقیل 26ـ عبد الله بن مسلم بن عقیل 27ـ عون بن مسلم بن عقیل 28ـ محمد بن مسلم بن عقیل 29ـ محمد بن ابی سعید بن عقیل 30ـ احمد بن محمد الهاشمی 1ـ ابراهیم بن الحصین الاسدی 2ـ ابو الحتوف بن الحارث الانصاری 3ـ ابو عامر النهشلی 4ـ ادهم بن امیه العبدی 5ـ اسلم الترکی (آزاد شده حسین ع) 6ـ امیة بن سعد الطایی 7ـ أنس بن الحارث الکاهلی 8ـ أنیس بن معقل الاصبحی 9ـ بریر بن خضیر الهمدانی 10ـ بشر بن عبد الله الحضرمی 11ـ بکر بن حی التیمی 12ـ جابر بن الحجاج التیمی 13ـ جبلة بن علی الشیبانی 14ـ جنادة بن الحارث السلمانی 15ـ جنادة بن کعب الانصاری 16ـ جندب بن حجیر الخولانی 17ـ جون (آزاد شده ابی ذر) 18ـ جوین بن مالک التمیمی 19ـ الحارث بن امرئ القیس الکندی 20ـ الحارث بن نبهان (آزاد شده حمزه) 21ـ الحباب بن الحارث 22ـ الحباب بن عامر الشعبی 23ـ حبشی بن قاسم النهمی 24ـ حبیب بن مظهر الاسدی 25ـ الحجاج بن بدر السعدی 26ـ الحجاج بن مسروق الجعفی 27ـ الحر بن یزید الریاحی 28ـ الحلاس بن عمرو الراسبی 29ـ حنظلة بن اسعد اشبامی 30ـ حنظلة بن عمرو الشیبانی 31ـ رافع (آزاد شده مسلم الازدی) 32ـ زاهر بن عمرو الکندی (آزاد شده عمرو بن حمق) 33ـ زهیر بن لبشر الخثعمی 34ـ زهیر بن سلیم الازدی 35ـ زهیر بن القین البجلی 36ـ زیاد بن عریب الصائدی 37ـ سالم (آزاد شده بنی المدینه الکلبی) 38ـ سالم (آزاد شده عامر عبدی) 39ـ سعد بن الحارث الانصاری 40ـ سعد (آزاد شده علی بن ابی طالب ع) 41ـ سعد (آزاد شده عمرو بن خالد صیداوی) 42ـ سعید بن عبد الله الحنفی 43ـ سلمان بن مضارب البجلی 44ـ سلیمان (آزاد شده حسین ع) 45ـ سوار بن منعم النهمی 46ـ سوید بن عمرو بن ابی المطاع 47ـ سیف بن الحارث بن سریع الجابری 48ـ سیف بن مالک العبدی 49ـ شبیب (آزاد شده حارث جابری) 50ـ شوذب (آزاد شده بنی شاکر) 51ـ الضرغامة بن مالک 52ـ عائذ بن مجمع العائذی 53ـ عالبس بن ابی شبیب الشاکری 54ـ عامر بن حسان بن شریح بن سعد بن حارثه بن لام بن عمرو بن طریف بن عمرو بن بشامة بن ذهل بن جدعان بن سعد بن قطرة بن طی 55ـ عامر بن مسلم العبدی 56ـ عباد بن المهاجر الجهنی 57ـ عبد الأعلی بن یزید الکلبی 58ـ عبد الرحمن الارحبی 59ـ عبد الرحمن بن عبد ربه الانصاری 60ـ عبد الرحمن بن عروة الغفاری 61ـ عبد الرحمن بن مسعود التیمی 62ـ عبد الله بن ابی بکر 63ـ عهد الله بن بشر الخثعمی 64ـ عبد الله بن عروة الغفاری 65ـ عبد الله بن عمیر بن جناب الکلبی 66ـ عبد الله بن یزید العبدی 67ـ عبید الله بن یزید العبدی 68ـ عقبة بن سمعان 69ـ عقبة بن الصلت الجهنی 70ـ عمارة بن صلخب الازدی 71ـ عمران بن کعب بن حارثة الاشجعی 72ـ عمار بن حسان الطائی 73ـ عمار بن سلامة الدالانی 74ـ عمرو بن عبد الله الجندعی 75ـ عمرو بن خالد الازدی 76ـ عمرو بن خالد الصیداوی 77ـ عمرو بن قرظة الانصاری 78ـ عمرو بن مطاع الجعفی 79ـ عمرو بن جنادة الانصاری 80ـ عمرو بن ضبیعة الضبعی 81ـ عمرو بن کعب ابو ثمامة الصائدی 82ـ قارب (آزاد شده حسین ع) 83ـ قاسط بن زهیر التغلبی 84ـ القاسم بن حبیب الازدی 85ـ کردوس التغلبی 86ـ کنانة بن عتیق التغلبی 87ـ مالک بن ذودان 88ـ مالک بن عبد الله بن سریع الجابری 89ـ مجمع الجهنی 90ـ مجمع بن عبید الله العائذی 91ـ محمد بن بشیر الحضرمی 92ـ مسعود بن الحجاج التیمی 93ـ مسلم بن عوسجه الاسدی 94ـ مسلم بن کثیر الازدی 95ـ مقسط بن زهیر التغلبی 96ـ منجح (آزاد شده امام حسن ع) 97ـ الموقع بن ثمامة الاسدی 98ـ نافع بن هلال الجملی 99ـ نصر (آزاد شده علی ع) 100ـ النعمان بن عمرو الراسبی 101ـ نعیم بن عجلان الانصاری 102ـ واضح الرومی (آزاد شده حارث سلمانی) 103ـ وهب بن حباب الکلبی 104ـ یزید بن ثبیط العبدی 105ـ یزید بن زیاد بن مهاصر الکندی 106ـ یزید بن مغفل الجعفی چنانچه سی تن از بنی هاشم را به این تعداد که ذکر شد اضافه کنیم.تعداد شهدای کربلا به 136 نفر میرسد و چون قیس بن مسهر صیداوی و عبد الله بن بقطر و هانی بن عروة را نیز جزء آنها قرار دهیم تعداد آنها به 139 نفر خواهد رسید. از رشادتهای یاران می توان به رشادت جوان امام حسین (ع) ، حضرت علی اکبر(ع) که در شمایل به پیامبر (ص) شبیه بود و رشادتهای یاران دیگر و همچنین جوانمردی برادر حضرت عباس(ع) که برای اطاعت از دستور برادر به کنار رود علقمه رفت ولی به یاد تشنگی برادر و ساکنان کربلا آب ننوشید و به سمت خیمه گاه آمد و در راه با رشادت هایی که برای مشک آب و سیرابی اهل حرم انجام داد شربت شهادت را نوشید . باز اين چه شورش است که در خلق عالم است
در محرم قلب سوزان مي خرند در محرم چشم گريان مي خرند در محرم هر كه شد محرم به دوست عطر بوي كربلا در قلب اوست در محرم دل هوايي مي شود با نگاهي كربلايي مي شود در محرم شيعيان زاري كنند همره مهدي عزاداري كنند
سلام سلام صدتاسلام
باور کنید شمارو فراموش نکردم فقط یک کم از تکنولوژی دور بودم خودتون اگه خاطراتمو بخونید متوجه می شیدکه کجا بودم؟!!! بازم میلاد آقا رو بهتون تبریک می گم .... در پناه خدای عاشقان یا حق این گلها هم تقدیم شما باد..........
سلام به همگی ...خوبین؟ اعیاد به کامتون .....مبارک باشه چون من میرم ماموریت و تا ۲۰/۸/۸۷ نیستم پس میلاد حضرت معصومه(س) و امام رضا(ع) را با هم میزنم : نام شريف آن بزرگوار فاطمه و مشهورترين لقب آن حضرت، «معصومه» است. پدر بزرگوارش امام هفتم شيعيان حضرت موسى بن جعفر (ع) و مادر مكرمه اش حضرت نجمه خاتون (س) است . آن بانو مادر امام هشتم نيز هست . لذا حضرت معصومه (س) با حضرت رضا (ع) از يك مادر هستند. ولادت آن حضرت در روز اول ذيقعده سال ١٧٣ هجرى قمرى در مدينه منوره واقع شده است. ديرى نپاييد كه در همان سنين كودكى مواجه با مصيبت شهادت پدر گرامى خود در حبس هارون در شهر بغداد شد. لذا از آن پس تحت مراقبت و تربيت برادر بزرگوارش حضرت على بن موسى الرضا (ع) قرارگرفت. در سال ٢٠٠ هجرى قمرى در پى اصرار و تهديد مأمون عباسى سفر تبعيد گونه حضرت رضا (ع) به مرو انجام شد و آن حضرت بدون اين كه كسى از بستگان و اهل بيت خود را همراه ببرند راهى خراسان شدند. يك سال بعد از هجرت برادر، حضرت معصومه (س) به شوق ديدار برادر و اداي رسالت زينبي و پيام ولايت به همراه عده اى از برادران و برادرزادگان به طرف خراسان حركت كرد و در هر شهر و محلى مورد استقبال مردم واقع مى شد. اين جا بود كه آن حضرت نيز همچون عمه بزرگوارشان حضرت زينب(س) پيام مظلوميت و غربت برادر گراميشان را به مردم مؤمن و مسلمان مى رساندند و مخالفت خود و اهلبيت (ع) را با حكومت حيله گر بنى عباس اظهار مى كرد. بدين جهت تا كاروان حضرت به شهر ساوه رسيد عده اى از مخالفان اهلبيت كه از پشتيبانى مأموران حكومت برخوردار بودند،سر راه را گرفتند و با همراهان حضرت وارد جنگ شدند، در نتيجه تقريباً همه مردان كاروان به شهادت رسيدند، حتى بنابر نقلى حضرت(س) معصومه را نيز مسموم كردند. به هر حال ، يا بر اثر اندوه و غم زياد از اين ماتم و يا بر اثر مسموميت از زهر جفا، حضرت فاطمه معصومه (س)بيمار شدند و چون ديگر امكان ادامه راه به طرف خراسان نبود قصد شهر قم را نمود. پرسيد: از اين شهر«ساوه» تا «قم» چند فرسنگ است؟ آن چه بود جواب دادند، فرمود: مرا به شهر قم ببريد، زيرا از پدرم شنيدم كه مى فرمود: شهر قم مركز شيعيان ما است. بزرگان شهر قم وقتى از اين خبر مسرت بخش مطلع شدند به استقبال آن حضرت شتافتند; و در حالى كه «موسى بن خزرج» بزرگ خاندان «اشعرى» زمام ناقه آن حضرت را به دوش مى كشيد و عده فراوانى از مردم پياده و سواره گرداگرد كجاوه حضرت در حركت بودند، حدوداً در روز ٢٣ ربيع الاول سال ٢٠١ هجرى قمرى حضرت وارد شهر مقدس قم شدند. سپس در محلى كه امروز «ميدان مير» ناميده مى شود شتر آن حضرت در جلو در منزل «موسى بن خزرج» زانو زد و افتخار ميزبانى حضرت نصيب او شد. آن بزرگوار به مدت ١٧ روز در اين شهر زندگى كرد و در اين مدت مشغول عبادت و راز و نياز با پروردگار متعال بود. امروز رفتم دانشگاه وای خدای من روی یکی از تابلوهای اعلانات زده شده بود میلاد حضرت معصومه مبارک باد ....خیلی خوشحال شدم اونم تو دانشگاه ازاد و اونم تو اون جوی که من خبر دارم ...برام خیلی خیلی جالب بود . من فردا جمعه ۱۰/۹/۸۷ می رم به سمت سنندج .یه ماموریت ۱۰ روزه دارم باید انجام بدم بعدش دوباره میام خدمتتون ... راستی خیلی تو گوگل گشتم ولی عکس از میلاد بی بی اونم جدید پیدا نکردم برا همین این عکسو که چند ماه پیش توسط بنده گرفته شد رو براتون میذارم امیدوارم که دلتون روانه حرمش بشه ...دلم براش تنگ شده حسابی... محل عبادت آن حضرت در مدرسه ستيه به نام «بيت النور» هم اكنون محل زيارت ارادتمندان آن حضرت است. سرانجام در روز دهم ربيع الثانى و «بنا بر قولى دوازدهم ربع الثانى» سال ٢٠١ هجرى پيش از آن كه ديدگان مباركش به ديدار برادر روشن شود، در ديار غربت و با اندوه فراوان ديده از جهان فروبست و شيعيان را در ماتم خود به سوگ نشاند .مردم قم با تجليل فراوان پيكر پاكش را به سوى محل فعلى كه در آن روز بيرون شهر و به نام «باغ بابلان» معروف بود تشييع نمودند. همين كه قبر مهيا شد دراين كه چه كسى بدن مطهر آن حضرت را داخل قبر قرار دهد دچار مشكل شدند، كه ناگاه دو تن سواره كه نقاب به صورت داشتند از جانب قبله پيدا شدند و به سرعت نزديك آمدند و پس از خواندن نماز يكى از آن دو وارد قبر شد و ديگرى جسد پاك و مطهر آن حضرت را برداشت و به دست او داد تا در دل خاك نهان سازد. آن دو نفر پس از پايان مراسم بدون آن كه با كسى سخن بگويند بر اسب هاى خود سوار و از محل دور شدند. به نظر مى رسد كه آن دو بزرگوار، دو حجت پروردگار: حضرت رضا (ع) و امام جواد (ع) باشند كه پيكر معصومه بايد به دست معصوم تجهيز و تدفين شود. چنان كه پيكر مقدس حضرت زهرا(س) را اميرمؤمنان (ع) غسل داده و كفن و دفن نموده و حضرت مريم (س) را حضرت عيسى (ع) شخصاً غسل داده است. پس از دفن حضرت معصومه(س) موسى بن خزرج سايبانى از بوريا بر فراز قبر شريفش قرار داد تا اين كه حضرت زينب فرزند امام جواد(ع) به سال ٢٥٦ هجرى قمرى اولين گنبد را بر فراز قبر شريف عمه بزرگوارش بنا كرد و بدين سان تربت پاك آن بانوى بزرگوار اسلام قبله گاه قلوب ارادتمندان به اهلبيت (ع). و دارالشفاي دلسوختگان عاشق ولايت وامامت شد. اینم یه عکس که چند ماه پیش بنده از حرم بی بی و گنبد طلاش گرفتم . دلم براش تنگ شده .دعا کنید بطلبه ... http://xs.to/xs.php?h=xs432&d=08444&f=dsc00568549.jpg اینم لینک دانلودش ....زیاد طول نمی کشه .. و امام رئوف عزیز دل من ... خیلی دوسش دارم ...قربونش برم تو دل یه مزرعه یه کلاغ رو سیاه زندگاني امام رضا(ع) زادگاه كنيه ها لقبها مشهورترين لقب مادر امام زاد روز روز شهادت فرزندان زندگى و شخصيت امامان شيعه، دو جنبه ارزشى متمايز و با اين حال مرتبط با هم دارد: اول : شخصيت عملى و علمى و اخلاقى و اجتماعى آنان كه در طول زندگى ايشان، در منظر همگان شكل گرفته است و فهم و ادراك آن نياز به پيش زمينه هاى اعتقادى و مذهبى خاص ندارد، بلكه هر بيننده فهيم و داراى شعور و انصاف مىتواند، ارزش ها و امتيازهاى آنان را دريابد و بشناسد. دوم : شخصيت معنوى و الهى آنان كه ريشه در عنايت ويژه خداوند نسبت به ايشان دارد. شناخت اين بعد از شخصيت اهل بيت نياز به معرفت هاى پيشين دارد؛ يعنى نخست بايد به رسالت پيامبر(ص) ايمان داشت و براساس رهنمودهاى آن حضرت، ولايت عترت را پذيرفت و براى شناخت جايگاه عترت به روايات و راويان معتبر اعتماد كرد و كوتاه سخن اين كه بينش هاى مذهبى مختلف، مىتواند مانع شناخت اين بعد از شخصيت اهل بيت عليهم السلام باشد. خب برا ما هم دعا کنید ....امروز پنجشنبه شده و فردا روز مهدی زهراست (عج) ان شاا... که هر چه زود تر تشریف بیاورند .
****************میلاد مبارک ********************* *********دلم براتون تو این مدت تنگ میشه ********** در پناه خدای عاشقان یا حق
سلام به همه ....
مدتیه یکسری اتفاقات افتاده نمی دونم چی بگم : دو سال پیش که فیلم میم مثل مادر ساخته شد ...منم به خاطر یکی از دوستان وارد ماجرا شدم و برای اولین مصاحبه سینمایی ام به منزل علی آقای شادمان دعوت شدم ایشون در این فیلم نقش سعید را داره ... با هم کلی گپ زدیم و قرار شد من براشون یک وب بزنم و این کارو کردم . خانوم گلشیفته فراهانی ...بله حرف حسابم با ایشونه ..ایشون اومد و ما با ایشون هم یک کم صحبت کردیم ....البته چون خیلی از خبرنگاران دور ایشون رو شلوغ کردن قرار شد تو یه جلسه خصوصی باهاشون مصاحبه کنم ...نمی دونم دختری که مرحوم رسول ملاقلی پور برای این فیلم انتخاب کرد یه دختر معصوم و پاک ... طوری که از نزدیک میشه اینو حس کرد ...بعضی ها می گن بابا هنر پیشه ها وضعشون خرابه ؟!! نه نه اینطوری فکر نکنید .... ولی امان از حرف مردم .... خلاصه وب علی درست شد و عکسای شخصی و فیلم میم مثل مادر رو من زدم ولی چون سرم شلوغ بود همونجوری گذاشتم ... از دورادور با پدرعلی آقا حاج مسعود در ارتباطم منتهی خیلی کم وقت می کنم بهشون سر بزنم ... چند روز پیش بهم زنگ زد و گفت علی تو یه فیلم جدید دیگه به نام کلانتر مدرسه بازی کرده و فیلمش در دست اکرانه ... و حرف حسابم با گلشیفته خانوم ...آخرین حرفاش وقتی بهش زنگ زدن این بود که گفته بود اینجا همه چیز هست ... خیلی ها اینو گفتن ُ نمی دونم باباش و خواهرش شقایق خانوم چه حسی دارن ! در و همسایه چی می گن ... دختر بعد فیلم سنتوری خیلی عوض شد ... ولی یه روزی سرش به سنگ میخوره ... مثل آقا شادمهر ... نمی دونم آقای عقیلی رو شما می شناسید یا نه ؟ ایشون هم از خانواده های شهداست ... منتهی همین حرفو چند سال پیش گفت و رفت ولی در آخرین سفر ریاست جمهور به نیویورک ایشون هم خدمت آقای احمدی نژاد اومدن و گفتن که دلم برا ایران تنگ شده یکسری اخبار ضد و نقیض اومد که می تونه برگرده؟! آدم می تونه هر لحظه عوض بشه ... و می تونه بر گرده به قول فیلم اخراجی ها .... فاصله بین خریت و حریت یه نقطه هست ...دعا می کنیم این بازیگر خوب کشورمان بدونه که کار اشتباهی کرده و دوباره برگرده ... اینم وب علی آقا :
منبع: http://www.bachehayeghalam.ir/linkdump/009801.php .::فرارسیدن سالروز شهادت ششمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت حضرت امام صادق (ع) را به مسلمانان جهان تسلیت می گوییم::.
عاشقان عیدتان مبارک باد
و گردش ایام و جوهر افلاک ...ما را به میهمانی خدا برد دوباره فرصتی برای رویارویی با تجلیات لطیف الهی... که به روح زخمی و خسته بشر امروز...عطا شده است خداوند ما را در باغ لطف و مهرش میزبان شده است تا روح ما را زنگار زدایی کند... راستی چقدر زیباست... آرام آرام از ماه رجب آغاز می کند.. و با رمضان... جلای روح آدمی به پایان می رسد... برای یکسال دیگر... با نیرویی تازه..... به درس آموزی در مکتبخانه الهی زمین مشغول شود... و زمینه رشدش را با نور امداد الهی... که در پس رهنمودهای ظاهری معلمین حق قرار دارد... فراهم نماید... خدایا.... یاریمان کن...تا میهمان خوبی برای سفره پرنعمت تو باشیم... و بی بهره بر نگردیم... و دست خالی و تهیدست.... دوباره با خود زندگی از سر نگیریم.. یاری کن..... تا رمضان را درک کنیم... یاری کن...تا با نور تو مرتبط شده..... قلبهامان.... در شگفتی نیروی عشق تو... حیرت ابدی را تجربه کند..... چنین باد... رمضان در كلام رهبر معظم انقلاب منبع:http://www.stabfa.blogfa.com
..........................براي شنيدن صوتهای زیر نرم افزار real player را نصب نماييد......................
قرآن شب قدر روح و قيامت صحيفه سجاديه نهج البلاغه ولايت اخلاق توبه خطبه امير المومنين
لینکهای مرتبط با ماه مبارک رمضان
سلام سلام بررمضان سلام به ماه نزدیک شدن بر خدا سلام به یه ماه قشنگ و پربرکت یه ماهی که تو تمام ماهها برتر وپر فضیلت تراز ماههای دیگه است ماه رمضان ماهی است که خداوند در های رحمت اش رو به روی بندهاش باز می کنه تا بتونی با خدای خودت درد ودل کنی یا بهتر اینکه حداقل در این ماه از هوا و نفس خودت وارزو های بلند و زندگی مادی فکر نکنی ومشغول عبادت بشی و نمازبخونی وروزه بگیری امیدوارم که نماز و روزه هاتون مورد قبول حق واقع قرار بگیره دعا کردن برای ما یادتون نره و در اخر چیزی ندارم بگم جزء یک شعر زیبا یك نفس یاد خدا یك سبد خاطر آسوده و شاد یك بغل شبنم آرامش صبح یك هزار آینه از جنس دعا همه تقدیم شما
منبع : http://www.balagh.net/persian/specific/ramadan/index.htm
فرخنده میلاد های باسعادت و نورانی سه نور عظیم الشأن رفقا همه این اعمال که اول از همه به خودم سفارش میکنم بعد به شما دوستان عزیزم برای تقرب جویی به ذات اقدس الله اگه ماها که معتقدیم ،این تقرب جویی رو یک نوع وظیفه الهی بدونیم از طرفی هم چون با تمام وجود به دنبال کسب رضایت یگانه بنده خدا حضرت بقیة الله ارواحنا فداه و خواهان ظهورش از صمیم قلب هستیم حالا توجه اتون رو به این عشق خالصانه ابا عبدالله الحسین متوجه میکنم ببیند در حضور حضرت اباعبدالله عليه السلام پيرامون، امام مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) بحثي مطرح شد. شخصي پرسيد: يا اباعبدالله! آيا حضرت مهدي عليه السلام هم اکنون متولّد شده است؟. رفقا بیاییم امام زمانمونو بیشتر بشناسیم ! دانلود دانلود دانلود مولودی و مداحی ایاد مبارک شعبانیه
میلاد حضرت علی(ع) و روز پدر بر همه دوستان مبارک باد .
میلاد حضرت زهرا (س) و روز زن بر همه خواهرهاي وبلاگ مبارک! این هم تقدیم به همه مادران دنیا
20 جمادی الثانی، سالروز میلاد اسوه تمام عیار مکارم و قله رفیع فضائل، صدیقه کبری، حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) را به تمامی مسلمانان جهان، و شما دوستان عزیز تبریک و تهنیت می گویم . نماز حضرت فاطمهي زهرا (س) و غذاي بهشتي حضرت فاطمه زهرا عليه السلام، شخصاً به نماز علاقه فراواني داشتند و هرگاه حاجتي از خدا داشتند، متوسل به نماز ميشدند . پس از آن كه 3 روز بر حضرت اميرالمؤمنين علي عليه آلاف التحيه و الثناء و حضرت فاطمه زهرا سلام الله تعالي عليها گذشت و آن بزرگوار، غذا ميل نفرموده بودند، حضرت امير عليه السلام، به منزل خود كه وارد شدند؛ ديدند رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم نشستهاند و حضرت فاطمه عليه السلام نماز ميخوانند و بين اين دو نفر چيزي سرپوشيده، وجود دارد. وقتي حضرت فاطمه (س) از نماز فارغ شدند، روپوش را برداشتند، ديدند كه كاسهاي بزرگ مملو از نان و گوشت است . حضرت علي عليه السلام فرمودند: يا فاطمه اين از كجا برايت آمده ؟ حضرت زهرا (س) عرض كردند: از جانب خدا نازل گرديده، خدا به هركه بخواهد روزي ميدهد. رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم فرمودند: آيا ميخواهيد نظير اين را براي شما نقل كنم ؟ گفتند : آري يا رسول الله ! فرمودند : يا علي! مَثَل شما، مَثَل زكريا عليه السلام است كه هروقت بر حضرت مريم عليه السلام وارد ميشد، ميديد او در محراب عبادت است و در پيشگاه وي، خوراك، مهياست، فرمود: اي مريم! اين از كجا آمده است؟ مريم در جواب ميگفت: از جانب خدا، خدا به هركس بخواهد، روزي ميدهد . آن گاه حضرت امير (ع) و حضرت زهرا (س) از آن غذا، يك ماه تناول فرمودند و آن كاسه، همان ظرفي است كه حضرت مهدي موعود (عج)، در آن غذا، ميل ميفرمايند. منبع: http://omme-abiha313.blogfa.com
سلام به همگی....
شاید بهم سر نزنید ...ولی داداشی شما همیشه بیادتون هست .... دلم برا حرم امام رضا(ع)تنگ شده دعا کنید هر چه سریعتر خدمتش برسم ... توی این عالم هستی که همش رو به فناست به خدا یه دل دارم که اونم مال امام رضاست
کل صفحه رو تماشا کنید ضرر نمی کنید التماس دعا... حاج محمود کریمی فاطمیه ۸۷
27/2/87 راية العباس عليه السلام 28/2/87 راية العباس عليه السلام 29/2/87 راية العباس عليه السلام هیئت ثارالله تهران فطمیه دوم ۸۷
مناسبت مراسم شب هشتم درساعت 23:30 به پایان رسید پخش مستقيم حرم ابا عبد الله
یكى از مهمترین و لازمترین امور زندگى یك مؤمن ارتباط برقرار كردن با خدا از طریق دعا و نیایش است در زندگى اولیاء خدا دعا جایگاه اساسى و ویژه دارد و بخش مهمى از بهترین اوقات آنها اختصاص به دعا و نیایش دارد. یكى از مسائل دعا رعایت آداب دعا از جمله زمان دعا است. اولیاء خدا مترصد اوقات بودند و بهترین زمانها را براى دعا انتخاب مىنمودند در اینجا به روایتى مىپردازیم كه یكى از اوقات مناسب براى دعا را فاطمه زهرا علیهاالسلام به ما در قول و عمل معرفى مىكنند. قالت فاطمة الزهرا علیهاالسلام: سَمِعتُ النَّبىُ صلى الله علیه و آله، انَّ فِى الجُمعةِ لِساعةِ لا یَراقبها رَجل مُسلم یَسال الله عَزّ و جَلّ فیها خیراَ الا اِعطاهُ ایاهُ قالت فقلتُ: یا رسول الله اى ساعة هى؟ قال اِذا تَدلى نِصف عین الشمس لِلغروبِ قال و كانت فاطمة علیهاالسلام تقول لِغلامُها: اَصعد عَلى الضرابِ فاذا رایتُ نِصفَ عینَ الشمس قد تدّلى لِلغروبِ فاعلمنى حتى ادعو. (1) فاطمه زهرا علیهاالسلام مىفرماید: از پیامبر صلى الله علیه و آله شنیدم، در روز جمعه ساعتى است كه هیچ مسلمانى مراقب آن نبوده كه حاجت خیرى از خداى عزوجل بخواهد مگر آن كه حاجت او را برآورده ساخته است. فاطمه علیهاالسلام مىگوید عرض كردم یا رسول الله آن چه ساعتى است؟ فرمود: آن هنگامى است كه نصف قرص خورشید در موقع غروب پنهان شود. پس از آن فاطمه علیهاالسلام به غلام خود فرمود: بر فراز بام درآى و چون دیدى نصف قرص خورشید در هنگام غروب پنهان شد به من خبر ده تا دعا كنم. روضه
نوحه حاج منصور ارضی
حاج مهدی اکبری
پيامبر گرامى اسلام صلىاللهعليهوآلهوسلم روزى از فاطمه عليهاالسلام پرسيد: از خدا چه درخواستى دارى؟ هم اكنون فرشته وحى در كنار من است و از سوى خداوند پيام آورده كه هر حاجتى دارى، برآورده مىشود. فاطمه عليهاالسلام در پاسخ فرمود: «شَغَلنى عَن مَسألتهُ، لِذةَ خِدمتهِ، لاحاجةَ لى غيرَ النظرَ الى وجهه الكريم.»(1)؛ لذت خدمت او مرا از تمنّا باز داشته است جز به ديدار جمال والاى خدا، نيازى ندارم. وقتى آيه 63 سوره نور «لا تجعلوا دُعاءَ الرَسولَ كدعاءِ بَعضكُم بَعضاً»؛ نازل گرديد، شکوه و عظمت بيشتري در دلم جاى گرفت و پيامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم را به عنوان «اى پدر!» خطاب نمىكردم و مدام يا رسول الله مىگفتم. يكى، دو يا سه بار از من روى برگرداند، سپس رو كرد به من و فرمود: اين آيه درباره رفتار تو و بستگانت و فرزندانت نيست، تو از منى و من از تو؛ اين آيه درباره آنهاست كه بىمهرانه و با خشونت و از راه گردنكشى با من برخورد كردهاند. تو با واژه «اى پدر» با من سخن بگو، كه دل را بهتر زنده مىكند و خدا را بيشتر خشنود مىسازد.(2) قالت فاطمة عليهاالسلام: «انَّ السعيدَ حَق السَعيد مَن اَحبَ عَليّاً فى حَياتهِ و بعدَ مُوتهِ»(3)؛ سعادتمند راستين كسى است كه على عليهالسلام را در زندگى و پس از مرگ او دوست بدارد. قالت فاطمه عليهاالسلام: «حَبّبَ الّى مِن دنياكُم ثَلاثَ: تَلاوةَ كتابَ اللهِ والنظرَ فى وجهِ رسول الله و الانفاقِ فى سبيلِ الله»(4) ؛ از دنياى شما سه چيز را دوست دارم: تلاوت كتاب خدا، نظاره به چهره رسول خدا و بخشش در راه خدا. قالت فاطمه عليهاالسلام: «الويل ثمّ الويل لمن دخل النّار»(5)؛ واى، باز هم واى بر كسى كه به آتش جهنّم وارد شود! وقتى فاطمه عليهاالسلام در بستر بود، روزى گريه كرد، على عليهالسلام به وى فرمود: همسر گرامى! چرا گريه مىكنى؟ فاطمه عليهاالسلام فرمود: به خاطر مشكلاتى كه تو پس از من با آن مواجه مىشوى؟ على عليهالسلام فرمود: اشك نريز: «فَواللهِ انّ ذالك لِصغيرٌ عِندى فِى ذاتِ الله تعالى»(6) ؛ سوگند به خدا! اين امور در آستان مقدّس الهى كوچك است. قالت فاطمة عليهاالسلام: «مَن اَصعدَ الى اللهِ خالصَ عِبادتهِ، اِهبطَ الله اليهِ اَفضلَ مَصلِحتهِ»(7) ؛ هر كس عبادت ناب و خالص خويش را به آسمان بلند الهى ارسال دارد، خداوند بهترين وسيله سامان بخشى را به سوى او خواهد فرستاد. قالت فاطمه عليهاالسلام: «فَاتقوا الله حَقّ تقاته، فيما امركُم و انتهوُا عَمّا نَهاكُم عَنه»(8) ؛ آن چنان كه شايسته خداست، نسبت به او تقوا داشته باشيد، اوامرش را پاس بداريد و از آنچه نهى فرموده، خوددارى كنيد. قالت فاطمه عليهاالسلام: «يا بُنىّ الجارَ ثمّ الدّار» (9) ؛ فرزندم! اول، همسايه و سپس اهل خانه. قالت فاطمه عليهاالسلام: «اشهد الله تعالى لقد سمعته يقول: عَلىّ خَير مَن اَخلفهِ فيكُم و هُو الامامُ والخليفةُ بعدى و سبطى و تِسعَةُ مِن صُلب الحسين ائمة ابرار، لئن اتبعتموهم وجدتُموهُم هادين مَهديّينَ و لئن خالفتُموهُم لِيَكونَ الاختلاف فيكُم الى يَوم القيامةِ»(10) ؛ خدا را گواه مىگيرم از پدرم شنيدم كه مىفرمود: على عليهالسلام بهترين كسى است كه در جمع ميان شما مىگذارم. او امام و خليفه پس از من است، او و دو نوهام و نُه تن از تبار حسين عليهالسلام امامان ابرار هستند؛ كه اگر از آنان پيروى كنيد، آنان را هدايت كننده و راه يافته خواهيد ديد و اگر با آنان مخالفت كنيد، تا روز قيامت در ميان شما اختلاف خواهد بود.
کجاست منتظر تو چه انتظار عجیبی تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت چه کودکانه سپردیم دل به بازی قسمت چه بیخیال نشستم نه کوششی نه تلاش فقط نشستم و گفتم خدا کند که بیایی انصافآ چقدر منتظر صاحب الزمان(عج) هستیم؟ وچقدر برای ظهور آقا دعا می کنیم؟ منبع:http://yaseabi.blogfa.com
معلمي شغل نيست؛ معلمي عشق است. اگر به عنوان شغل انتخابش کرده اي، رهايش کن و اگر عشق توست مبارکت باد. (شهید رجایی ) اوست خدایی که در میان مردم درس نخوانده پیامبری از خودشان مبعوث کرد تا آیاتش را بر آنها بخواند وآنها را تزکیه کند وکتاب وحکمت بیاموزد . (سوره مبارکه جمعه ، آیه 2 ) تعليم و تعلم از شئون الهي است و خداوند، اين موهبت را به پيامبران و اولياي پاک خويش ارزاني کرده است تا مسير هدايت را به بشر بياموزند و چنين شد که تعليم و تعلم به صورت سنت حسنه آفرينش درآمد. معلم، ايمان را بر لوح جان و ضميرهاي پاک حک مي کند و نداي فطرت را به گوش همه مي رساند. همچنين سياهي جهل را از دل ها مي زدايد و زلال دانايي را در روان بشر جاري مي سازد.در اين مسير مقدس ، بزرگاني همچون علامه شهيد استاد مرتضي مطهري گام نهاده اند که نامشان بر تارک زمان مي درخشد . شهيد مرتضي مطهري يكي از آن معلمان راستين است كه با نگاه تركيبي به همه معارف بشري نظر مي كند و تمامی تلاشهاي علمي و عملي را مقدمه اي براي عبادت مي داند و با شهادت، عبادت عملي و علمي خود را كامل مي سازد . به همين مناسبت روز شهادت اين بزرگ مرد فرزانه را روز معلم ناميدند . امام خميني (ره) در رابطه با نقش معلم می فرمایند: نقش معلم در جامعه، نقش انبياست؛ انبيا هم معلم بشر هستند. تمام ملت بايد معلم باشند؛ فرزندان اسلام تمام افرادش معلم بايد باشند و تمام افرادش متعلم. حضرت امام جعفر صادق (ع) در رابطه با مقام ومنزلت معلم می فرمایند: «هنگامي که روز قيامت شود، خداوند تمام انسان ها را جمع مي کند و چون ترازوي اعمال نهاده شد و خون شهيدان را با مرکب قلم عالمان و معلمان بسنجند، ارزش مرکب آنان بر خون شهيدان فزوني خواهد داشت ». اين ارزش بدان جهت است که شهيدان در ساية علم و تربيت معلمان و تعليم شايستة آنان به خدا راه يافته و لياقت شهادت نصيبشان شده است. حضرت امام سجاد (ع) در رابطه با مقام معلم می فرمایند: حضرت سجاد (ع) در فرمايشات خود سفارش بسياري در حفظ حقوق معلم از سوي شاگردان دارند و مي فرمايد:« حق کسي که عهده دار تعليم توست آن است که او را بزرگ شماري و مجلس او را سنگين بداري و نيکو به وي گوش فرا دهي و روي خود را بر او کني و با او بلند سخن نگويي و کسي را که از او چيزي مي پرسد تو پاسخ ندهي و بگذاري که خود او پاسخ گو باشد و در مجلس او با هيچ کس به صحبت ننشيني و در محضر او بدگويي از کسي نکني و اگر از او در نزد تو بدگويي شد از او دفاع کني و عيب پوشش باشي و فضايل و مناقب او را آشکار کني و با دشمنش همنشيني نکني و با دوستش دشمني نورزي؛ پس چون چنين کردي، فرشتگان خداي تعالي به سود تو گواهي خواهند داد که مقصد و مقصود تو از او و فرا گرفتن دانش او فقط براي خدا بوده نه به خاطر مردم ».
|
About![]()
بسم الله الرحمن الرحيم Archivesآبان 1388مهر 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 Links
وبلاگ دانشجویان کامپیوتر
قالب هاي بهار بيست
The Best Games Online
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||