|
قلم
قلم سفیدی دل کاغذم را طی می کند و چشمانم تاریکی خانه ای که سفیدی دل کاغذ را نمی بیند . آری خودم را می گویم ...کسی که در تاریکی شب با چشمانی خمار آلود عشق شب را به سحر می رساند و دستانم برای خبر از دلبری ...مرکب را بر روح و روان کاغذم جاری می سازند .... شب -تاریکی مطلق ساعت ۱:۰۰ بامداد
دلبر گر هزار بود دلبر فقط یکیست قربان دلبری که دلش با زبان یکیست
دل قلمم هوای برگی از برگان دلم کرد و باز آغاز نمودم نامه عشق را ....
امروز بر بلندترین ارتفاع عشق قدم نهادم و سر را بر پایین ترین جایگاه ازلی اش نهادم تا شاید از فرش ترین جایگاه بر عرش برین پای بگذارم .... دستانم را بر قله ی اوج ...همچون بازی شکاری باز نمودم و در پی شکاری که چندین سال عمرم را در جستجویش سپری کردم .... آری شکاری که «عین» عقلم را برده بود و «شین» شموس دلم را منور ساخته بود و «قاف» قرارم را ربوده بود . باز بر فراز آن بلندگاه دنبالت بودم .... اما از این تکاپو حاصل دست رنجم سپیدی موی مجنون بود و عشقبازی حافظ با شاخ نبات ... گروه کوهنوردی ( قله دماوند)
۱۶ اردیبشت ۸۸ در رایت العباس تهران
حاج محمود کریمی ۱۵ اردیبهشت ۸۸ در چیذر منبع:http://karbalaii.com
با سلام خدمت همگی .... راستش من خداحافظی کردم ولی بعد از خوندن یکی از کامنت های دوستان دلم را باز به حال گذشته انداخت و ادامه مطالبم را می نویسم تا شاید .... اینم متن کامنت یاس: مدتي به خاطر پاره اي گرفتاري ها و اشتغالات و ... توفيق حضور نداشتم و تاخير منتظرم که بیایی...................................................................................مهدی جان(عج)
|
About![]()
بسم الله الرحمن الرحيم Archivesآبان 1388مهر 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 Links
وبلاگ دانشجویان کامپیوتر
قالب هاي بهار بيست
The Best Games Online
|